ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

بدون عنوان

سلام دخترم خوبی امروز 91.8.7 روز تولد خاله فریدس و تو امروز 33هفتت تمام میشه و بسلامتی فردا وارد هفته 34میشی و در هفته 34 اندازه تو 35 سانتیمتر و وزنت 2250گرم میشه. راستی ما واسه خاله فریدت کادوی تولد آلبوم عکس و خاطرات نوزاد خریدیم تا ان شاالله سال دیگه که  نی نی گیرش اومد عکس و خاطرات دختر یا پسر خالت توش بنویسه البته تو هم داری بعد که بدنیا اومدی و بزرگ شدی نشونت میدم جوجه دختر مهربون. راستی چند ساعت پیش خونه عمه طاهره بودم داشت بهم میگفت تمام کارایی که سر رضا درآوردی منم سر بچت درمیارم راستی رضا از بابا بزرگ ابوالفضل خیلی می ترسه تا میخاد اذیتم بکنه میگم الان به بابا بزرگ ابوالفضل میگم میاد گوشت میبره  خلاصه بدنیا که اومدی ...
7 آبان 1391

بدون عنوان

از امروز تا ٤٣ روز دیگه این عکس جای عکس دخترم میذارم چون میدونم سارینای مامان فریبا هم مثل این خوشگل و هم یه فرشته ...
7 آبان 1391

بدون عنوان

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگ ‚ دوباره این دل دیونه واست دل تنگه  ‚ وقت از تو خوندن ستاره ترانه هام ‚ اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه.بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم ‚ باتو اما می رسم به قله ی آوازم. اگه تا آخر این ترانه با من باشی ‚ واسه تو سقفی از آهنگ و صدا میسازم . با یه چشمک دوباره من زنده کن ستاره ‚ نذار از نفس بیوفتم تویی تنها را چاره. آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره ‚ این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره. تویی که عشقم از نگاه من می خونی ‚تویی که تو طپش ترانه هام مهمونی ‚تویی که هر نفس ترانه آوازیی ‚ تویی که آخر قصه من میدونی. اگه کوچه صدام...
6 آبان 1391

کوچولوی نازنین

سلام خواهرزاده عزیزم که هنوز نیومدی به این دنیا خوشگلم برات این وبلاگو به عنوان هدیه تولدت درست کردم عزیزم امیدوارم دوست داشته باشی گلم از طرف خاله فریده(خواهر بزرگ مامان فریبات)   ...
6 آبان 1391

بدون عنوان

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای و ابرها را تاچشمهایم پایین.عشق را در کجای دلم پنهان کرده ای که هیچ دستی به آن نمی رسد......؟ ...
6 آبان 1391

بدون عنوان

امروز بابا هادی رفت تهران عمل کنه از دیشب همش سرش میذاشت روی شکمم و بتو میگفت من رفتم بدنیا نیایا صبر کن من برگردم می خوام وقتی داری بدنیا میای ببینمت و بعدش بوست میکرد .  ...
5 آبان 1391